تبليغاتX
در انتظار قاصدک

در انتظار قاصدک

......و باز هم در انتظار تو می مانیم

 

red_heartمیلاد یگانه منجی عالم بشریت، حضرت مهدی (عج)، مبارک باد red_heart

 

پيچك انتظار از ديوار دلم بالا ميرود. پر از تمنا ميشوم و پر از عطر خوش ريحانه كه در سبزهزار وجود روييده است.


پيچك انتظار چه غوغايي ميكند! باز هم پر از تمنا ميشوم. پر از گلهاي سوسن. گلهاي نرگس و اينك از صداي پاي ظهور است كه سرشار ميشوم. سرشار از موج. سرشار از ماه. ستارگان و خورشيد!


قلبم از عشق درنگي ميكند و در خيال جبرييل را ميبينم كه سر از پا نشناخته ميآيد تا براي زمينيان مژدهاي بياورد. مژدة آمدن امامي كه خداوند تمامي رحمتش را در وجود او ريخته است!


مهديا! كوي تو كوي بيتابي فرشتگان است.
كوي تو كوي شور است.
كوي سوز. همان سوز كه در جان فرشيان جاري است.
كوي تو كوي ركوع لالههاست.
كوي شيدايي ياس است.
كوي شبنم بر گلبرگ ناز محمّدي است.
كوي تو كوي آب است.
كوي باران
كوي شستن چشمهامان در جويباران!
مهديا! كوي تو كوي قناري است.
كوي بال است.
كوي پريدن.
كوي تو كوي بيقراري در آسمان آبي است.
پس اگر بيايي دلم كبوتر ميشود!

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 23:45  توسط گل نرگس  | 

روز سوّم

روز مباركى است كه شيخ در مصباح فرموده در اين روز متولّد شد جناب حسين بن على عليه السلام و بيرون آمد توقيع شريف به سوى قاسم بن عَلاء همدانى وكيل حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام كه مولاى ما حسين عليه السلام متولد شد روز پنجشنبه سوّم شعبان پس روزه بگير آن روز را و اين دعا را در آن روز بخوان :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فى هذَا الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهادَتِهِ

خدايا از تو خواهم به حق مولود در اين روز آن مولودى كه به او وعده شهادت داده شده بود

قَبْلَ اْستِهْلالِهِ وَوِلادَتِهِ بَكَتْهُ السَّماَّءُ وَمَنْ فيها وَالاْرْضُ وَمَنْ

پيش از اينكه بانگش در اين دنيا بلند شود و به دنيا آيد آسمانها و هر كه در آنها است و زمين و هركه

عَلَيْها وَلَمّا يَُطَاْ لابَتَيْها قَتيلِ الْعَبْرَةِ وَسَيِّدِ الاُْسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ

بَر آن است برايش گريستند پيش از آنكه قدم در اين جهان گذارد كشته اشك و آه و آقاى طائفه بشر آنكس كه در

يَوْمَ الْكَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَالشِّفاَّءَ فى

روز رجعت به يارى مدد شده و آنكه پاداش كشته شدنش اين بود كه امامان از نسل اويند و درمان در

تُرْبَتِهِ والْفَوْزَ مَعَهُ فى اَوْبَتِهِ والاْوصِياَّءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قاَّئِمِهِمْ

تربت او است و پيروزى در زمان رجعت با او و اوصياء از عترت او است پس از حضرت قائم

وَغَيْبَتِهِ حَتّى يُدْرِكُوا الاْوْتارَ وَيَثْاَروُا الثّارَ وَيُرْضُوا الْجَبّارَ

و پس از دوران غيبتش تا اينكه انتقام گيرند و خونها را باز گيرند و خداى جبار را خوشنود سازند

وَيَكُونُوا خَيْرَ اَنْصارٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّيلِ وَالنَّهارِ

و بهترين ياران دين خدا باشند درود خدا بر ايشان در هر زمان كه رفت و آمد دارد شب و روز

اَللّهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَيْكَ اَتَوَسَّلُ وَاَسْئَلُ سُؤالَ مُقْتَرِفٍ مُعْتَرِفٍ مُسيَّئٍ

خدايا پس به حق ايشان به سوى تو دست نياز دراز كنم و از تو خواهم خواستن شخص گنه كار اعتراف كننده بدكردار

اِلى نَفْسِهِ مِمَّا فَرَّطَ فى يَوْمِهِ وَاَمْسِهِ يَسْئَلُكَ الْعِصْمَةَ اِلى مَحَلِّ

به نفس خويش از كوتاهيهايى كه در امروز و ديروزش كرده و اكنون از تو پناه خواهد تا هنگام رفتن در

رَمْسِهِ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَعِتْرَتِهِ وَاحْشُرْنا فى زُمْرَتِهِ

گور خدايا پس درود فرست بر محمد و عترتش و ما را در زمره او محشور گردان

وَبَوِّئْنا مَعَهُ دارَ الْكَرامَةِ وَمَحَلَّ الاِقامَةِ اَللّهُمَّ وَكَما اَكْرَمْتَنا

و جاى ده ما را با او در خانه كرامت (بهشت ) و جايگاه ماندن هميشگى خدايا چنانچه ما را به شناختنش

بِمَعْرِفَتِهِ فَاَكْرِمْنا بِزُلْفَتِهِ وَارْزُقْنا مُرافَقَتَهُ وَسابِقَتَهُ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ

گرامى داشتى هم چنان ما را به نزديك شدن با او گرامى دار و رفاقت و سابقه داشتن با او را روزى ما گردان و بگردان ما

يُسَلِّمُ لاِمْرِهِ وَيُكْثِرُ الصَّلوةَ عَلَيْهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ وَعَلى جَميعِ اَوْصِياَّئِهِ

را از كسانى كه تسليم دستور اويند و هنگام بردن نامش بسيار بر او درود فرستند و بر همه اوصياء

وَاَهْلِ اَصْفِياَّئِهِ الْمَمْدُودين مِنْكَ بِالْعَدَدِ الاِْثْنَىْ عَشَرَ النُّجُومِ الزُّهَرِ

و خاندان برگزيده اش كه يارى شده اند از جانب تو به عدد دوازده ، آن ستارگان درخشان

وَالْحُجَجِ عَلى جَميعِ الْبَشَرِ اَللّهُمَّ وَهَبْ لَنا فى هذَا الْيَوْمِ خَيْرَ

و حجتهاى تو بر تمامى افراد بشر خدايا و ببخش به ما در اين روز بهترين

مَوْهِبَةٍ وَاَنْجِحْ لَنا فيهِ كُلَّ طَلِبَةٍ كَما وَهَبْتَ الْحُسَيْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِ

بخششها را و برآور براى ما در اين روز هر خواهشى را چنانچه حسين را به محمد جدش بخشيدى

وَعاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ

و فطرس به گهواره حسين عليه السلام پناه برد و ما پناهنده به قبر او هستيم پس از شهادت او بالاى تربتش

وَننْتَظِرُ اَوْبَتَهُ آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ

آمده و چشم به راه رجعت او هستيم اجابت كن اى پروردگار جهانيان

پس مى خوانى بعد از اين به دعاى حسين عليه السلام و اين آخر دعاى آنحضرت است در روزى كه بسيار شده بود دشمنان او يعنى روز عاشورا  :

اَللّهُمَّ اَنْتَ مُتَعالِى الْمَكانِ عَظيمُ الْجَبَرُوتِ شَديدُ الِمحالِ غَنِىُّ َعنِ

خدايا تويى والامكان و بزرگ جبروت و سخت نيرو و بى نياز از

الْخَلايِقِ عَريضُ الْكِبْرِياَّءِ قادِرٌ عَلى ما تَشاَّءُ قَريبُ الرَّحْمَةِ

خلائق و داراى بزرگى پهناور و تواناى بر هر چه خواهى نزديك مهر

صادِقُ الْوَعْدِ سابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَّءِ قَريبٌ إذا دُعيتَ مُحيطٌ بِما

راست وعده فراوان نعمت نيكو آزمايش نزديك هرگاه خوانده شوى محيط به هر چه

خَلَقْتَ قابِلُ التَّوبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَيْكَ قادِرٌ عَلى ما اَرَدْتَ وَمُدْرِكٌ ما

آفريده اى توبه پذير براى آن كس كه به سويت توبه كند توانا بر هر چه اراده كنى و بدست آرنده آنچه

طَلَبْتَ وَشَكُورٌ اِذا شُكِرْتَ وَذَكُورٌ اِذا ذُكِرْتَ اَدْعُوكَ مُحْتاجاً

بجويى و سپاس پذير هرگاه سپاس شوى و ياد كنى هنگامى كه يادت كنند مى خوانمت نيازمندانه

وَاَرْغَبُ اِلَيْكَ فَقيراً وَاَفْزَعُ اِلَيْكَ خاَّئِفاً وَاَبْكى اِلَيْكَ مَكْرُوباً

و توجه كنم بسويت فقيرانه و پناه آرم بسويت خائفانه و گريه كنم به درگاهت از روى غمزدگى و ملولانه

وَاَسْتَعينُ بِكَ ضَعيفاً وَاَتوَكَّلُ عَلَيْكَ كافِياً اُحْكُمْ بَيْنَنا وَبَيْنَ قَوْمِنا

كمك جويم بوسيله تو ناتوانانه و توكل كنم بر تو كفايت خواهانه خدايا حكم كن ميان ما و ميان قوم ما

[بِالْحَقِّ] فَاِنَّهُمْ غَرُّونا وَ خَدَعُونا وَ خَذَلُونا وَ غَدَرُوا بِنا وَ قَتَلُونا و نَحْنُعِتْرَةُ

به حق زيرا كه ايشان ما را فريفتند و با ما نيرنگ زدند و دست از يارى ما كشيدند و با ما بى وفايى كرده ما راكشتند با اينكه ما عترت

نَبِيِّكَ وَوَُلَْدُ حَبيبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللّهِ الَّذِى اصطَفَيْتَهُ بِالرِّسالَةِ وَائْتَمَنْتَهُ

پيمبر تو و فرزند حبيب تو محمد بن عبداللّه هستيم آن (بزرگوارى ) كه او را به رسالت برگزيدى

عَلى وَحْيِكَ فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَمَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و بر وحى خويش امينش ساختى پس در كار ما گشايش و فرجى عطا فرما به رحمتت اى مهربانترين مهربانان

ابن عَيّاش گفت شنيدم از حسين بن علىّ بن سفيان بزوفرى كه مى گفت حضرت صادق عليه السلام مى خواند اين دعا را در اين روز و فرموده كه اين دعا از دعاهاى روز سيّم شعبان است و آن روز ولادت حسين عليه السلام است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 23:23  توسط گل نرگس  | 

اعمال مُختصّه ماه شعبان

 اعمال مُختصّه ماه شعبان

شب اوّل

نمازهاى بسيار در اقبال ذكر شده از جمله دوازده ركعت به حمد و يازده مرتبه توحيد.
 

روز اوّل

روزه اش فضيلت بسيار دارد و از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه هر كه روزه بگيرد روز اوّل شعبان را واجب شود براى او بهشت البته و سيد بن طاوس ثواب بسيارى نقل كرده از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله براى كسى كه سه روز اوّل اين ماه را روزه دارد و در شبهاى آنها دو ركعت نماز كند در هر ركعت حمد يك مرتبه و توحيد يازده مرتبه .

و بدانكه در تفسير امام عليه السلام خبرى در فضيلت شعبان و روز اوّل آن ذكر شده كه فوائد بسيار در آن مندرجست و شيخ ما ثقة الاسلام نورى نَوَّرَاللّهُ مَرْقَدَهُ آن خبر را ترجمه نموده و در آخر كتاب كلمه طيّبه ذكر فرموده و چون آن خبر طولانيست و مقام را گنجايش تمام آن نيست ما مختصر آن را در اينجا ذكر مى كنيم .

حاصل آن خبر آن است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام در روز اوّل شعبانى گذشت به جماعتى كه در مسجدى نشسته بودند و در امر قَدَرْ و امثال آن گفتگو مى كردند و بلند شده بود صداهاى ايشان و سخت شده بود لجاجت و جدال ايشان پس حضرت ايستاد و بر ايشان سلام كرد آنها جواب سلام دادند و براى آن جناب برخاستند و خواهش كردند كه نزد ايشان بنشيند آن حضرت به ايشان اعتنايى نكرد و فرمود اى گروهى كه سخن مى گوييد در چيزى كه نفع نمى رساند آيا ندانستيد كه خداى تعالى را بندگانيست كه ساكت كرده ايشان را خوف بدون آنكه عاجز باشند از گفتن يا لال باشند بلكه ايشان هرگاه به خاطر آرند عظمت خداوند را شكسته مى شود زبانهايشان و كنده مى شود دلهايشان و مى رود عقلهاى شان و مبهوت مى شوند به جهت اِعْزاز و اِجلال و اعظام خداوند پس هرگاه به خود آمدند از اين حالت رو مى آورند بسوى خدا به كردارهاى پاكيزه مى شمرند نَفْسهاى خود را با ستمكاران و خطاكاران و حال آنكه ايشان منزّهند از تقصير و تفريط مگر آنكه ايشان راضى نمى شوند براى خدا به كردار اندك و بسيار نمى شمرند براى او عمل زياد را و پيوسته مشغولند به اعمال پس ايشان چنانند كه هر وقت نظر كنى به ايشان ايستادگانند به عبادت ترسان و هراسان در بيم و اضطرابند پس كجائيد شما از ايشان اى گروه تازه كارها آيا ندانستيد كه داناترين مردم به قَدَرْ ساكت ترين ايشانند از آن و اينكه جاهلترين مردم به قَدَرْ سخنگوترين ايشانند در او .

اى گروه تازه كارها امروز غُرّه شعبان كريم است ناميده است او را پروردگار ما شعبان به جهت پراكنده شدن خيرات به تحقيق كه باز كرده پروردگار شما در او درهاى حسنات خود را و جلوه داده به شما قصرها و خيرات او را به قيمت ارزانى و كارهاى آسانى پس بخريد آن را و جلوه داده براى شما ابليس لعين شُعَبهاى شرور و بلاهاى خود را و شما پيوسته مى كوشيد در گمراهى و طغيان و متَمَّسِك مى شويد به شعبهاى ابليس و رُو مى گردانيد از شعبهاى خيرات كه باز شده براى شما درهاى او و اين غُرّه ماه شعبان است و شعبهاى خيرات او نماز است و روزه و زكات و امر به معروف و نهى از منكر و بِرّ والدين و خويشان و همسايگان و اصلاح ذات الْبَيْنِ و صدقه بر فقراء و مساكين بر خود كلفت مى دهيد چيزى را كه برداشته شده از شما يعنى امر قضا و قدر و چيزى كه نهى كرده شده ايد از فرو رفتن در آن از كشف سِرّهاى خدا كه هر كه تفتيش كند از آنها از تباه شدگانست .

آگاه باشيد به درستى كه اگر شما واقف شويد بر آنچه مهيّا فرموده ، پروردگار عزّوجلّ براى مطيعين از بندگانش در امروز هر آينه بازخواهيد داشت خود را از آنچه در او هستيد و شروع خواهيد كرد در آنچه امر كردند شما را به آن .

گفتند يا اميرالمؤ منين عليه السلام و چيست آنكه آن را خداوند مهيّا فرموده در اين روز براى مطيعين خود ؟

پس حضرت نقل فرمود قصه آن لشكرى را كه رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله به جهاد كفار فرستاده بود و دشمنان شب بر ايشان شبيخون زدند و آن شبى تاريك و سخت ظلمانى بود و مسلمانان در خواب بودند كسى از ايشان بيدار نبود جز زيد بن حارثه و عبدالله بن رواحه و قتادة بن نعمان و قيس بن عاصم منقرى كه هر كدام در يك جانب ايشان بيدار و مشغول نماز و قرآن خواندن بودند دشمنان مسلمانان را تيرباران كردند و به واسطه تاريكى و نديدن مسلمانان دشمنان را تا از آنها احتراز كنند نزديك بود كه هلاك شوند كه ناگاه از دهان اين چند نفر نورهايى ساطع شد كه لشكرگاه مسلمانان را روشن كرده و سبب قوت و دليرى ايشان شده پس شمشير كشيده و دشمنان را كشته و زخمدار و اسير نمودند و چون مراجعت نمودند و براى حضرت رسول صلى الله عليه و آله نقل كردند فرمود اين نورها به جهت اعمال اين برادران شما است در غره ماه شعبان .

پس يك يك آن اعمال را حضرت نقل كردند تا آنكه فرمودند چون روز اول شعبان مى‏شود پراكنده مى‏كند ابليس لشكر خود را در اطراف زمين و آفاق آن و مى‏گويد به ايشان كه سعى كنيد در كشيدن بعضى از بندگان خدا را به سوى خود در اين روز و به درستى كه خداى عز و جل پراكنده مى‏كند ملائكه را در اطراف زمين و آفاق او و به ايشان مى‏فرمايد براستى نگاه داريد بندگان مرا و ارشاد كنيد ايشان را پس همه ايشان نيك بخت مى‏شوند به شما مگر آنكه امتناع و سركشى كند پس به درستى كه او از حد گذشته مى‏گردد در حزب ابليس و جنود او به درستى كه خداوند عز و جل چون روز اول ماه شعبان مى‏شود امر مى‏كند به درهاى بهشت پس باز مى‏شود و امر مى‏كند درخت طوبى را پس نزديك مى‏كند شاخه‏هاى خود را بر اين دنيا آنگاه ندا مى‏كند منادى پروردگار عز و جل اى بندگان خدا اين شاخه‏هاى درخت طوبى است پس در آويزيد به او كه بلند كند شما را بسوى بهشت و اين شاخه‏هاى درخت زقوم است پس بترسيد از او كه نبرد شما را بسوى دوزخ رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود قسم به آنكه مرا به راستى به رسالت مبعوث نموده كه هر كه فرا گيرد درى از خير و نيكى را در اين روز پس به تحقيق كه در آويخته به شاخه‏اى از شاخه‏هاى درخت طوبى پس او كشاننده است او را بسوى بهشت و هر كه فرا گيرد درى از شر را در امروز پس به تحقيق كه در آويخته به شاخه‏اى از شاخه‏هاى درخت زقوم پس آن كشاننده است او را بسوى آتش آنگاه فرمود رسول خدا صلى الله عليه و آله پس هر كس كه نماز مستحبى كند امروز براى خدا پس در آويخته به شاخه‏اى از آن .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 23:9  توسط گل نرگس  | 

ای پاسخ گرامی امن یجیب ها

                                                    تعجیل کن به خاطر ما نا شکیب ها 

چشم جهان به چشمه دستان سبز توست

                                                    جاری شو از ورای فراز و نشیب ها

تکلیف انتقام شهیدان به دوش کیست؟

                                                  خون مسیح مانده به روی صلیب ها!

برخیز و بزم شب زدگان را به هم بزن

                                                     ای آشنا به ندبه و اشک غریب ها

تعجیل کن به خاطر صدها هزار چشم

                                                         ای پاسخ گرامی امن یجیب ها

                                                                          نغمه مستشار نظامی 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 23:22  توسط گل نرگس  | 

سرود شوریدگان(نگاهی به مناجات شعبانیه)

«نیایش‏» ، نیاز روح است و «دعا» ، غذای جان .

در این‏که چه باید خواست و چگونه باید خواست، نیازمند رهنمود و تعلیم سالکان واصل و عارفان کاملیم، یعنی امام معصوم و اولیای الهی .

«مناجات شعبانیه‏» ، رهاوردی از آموزش‏های سالکانه آن حجت‏های الهی به رهروان راه معنی است .

مفاهیم بلند و عارفانه و عاشقانه آن، ریشه در دریای «دل امام‏» دارد و روح زیبای علی (ع) با این نیایش، خدای جمیل و جلیل را دیده و چشیده و لطف او را به تصویر کشیده است .

امامان دیگر نیز، پیوسته از این چشمه نوشیده‏اند و با واژه‏های سبز و تعبیرات نغز و جملات شیدایی آن، شوریده حالی خود را در پیشگاه خدا سروده‏اند و همه اهل این مناجات بوده‏اند .

امام امت «قدس سره‏» که گام جای گام آن اولیای قدوسی نهاده بود، پیوسته باشور و نشاطی خاص از آن یاد می‏کرد و فرازهایی از آن را با حالت وجد و جذبه تکرار می‏فرمود و سر در پای این دریای حکمت و عرفان می‏سود . از سخنان آن عارف پیر است که: «مناجات شعبانیه از مناجات‏هایی است که اگر یک نفر انسان دلسوخته، یک عارف دلسوخته . . . بخواهد آن را شرح کند و شرح کند از برای دیگران، بسیار ارزشمند است و محتاج به شرح است .» (1)

«مناجات شعبانیه‏» ، زمزمه مناجات است و شور دعا و سوز تضرع و روزنه امید.

گفتگو با خدایی است که راز درون و نیاز انسان و فرجام امور را می‏داند و پیش از آن که لب به سخن گشاییم، دفتر دلمان و کتاب نفسمان را می‏خواند و قلم تقدیرش به همه چیز و همه کس جاری است و سود و زیان‏ها و افزایش و کاستی‏ها به دست اوست .

الهی . . . ان حرمتنی فمن ذالذی یرزقنی و ان خذلتنی فمن ذا الذی ینصرنی . . .

خدایا! اگر محرومم سازی، کیست که روزیم دهد؟ و اگر خوارم کنی کیست که یاریم کند؟ از خشم تو به خودت پناه می‏برم . اگر من شایسته رحمتت نیستم، تو سزاوار جود و بخششی .

در «مناجات شعبانیه‏» ، نیایشگر صاحبدل، خود را در برابر خدایی می‏بیند، بخشنده و رحمت گستر، رؤوف و خطاپوش، رحیم و پوزش‏پذیر، که نه می‏تواند دل از عطای او برکند و نه از عفو او بر خطاها نومید شود . زبان عذر خواهی او از خدا بلند است و دامن حسناتش کوتاه .

زبان «مناجات شعبانیه‏» ، زبان عشق و شیدایی است:

«خدایا! اگر می‏خواستی خوارم کنی، هدایتم نمی‏کردی، اگر می‏خواستی رسوایم کنی از عقوبت دنیا معافم نمی‏کردی . . .

خدایا! اگر مرا به جرمم بگیری، دست ‏به دامان عفوت می‏زنم،

اگر مرا به گناهانم مؤاخذه کنی، تو را به بخشایشت‏باز خواست می‏کنم .

اگر در دوزخم افکنی، به دوزخیان اعلام خواهم کرد که دوستت دارم . . .

هر چند در کنار طاعتت، عملم کوچک است، اما امیدم بسی بزرگ است، پس چگونه می‏توانم از آستانت تهی‏دست و محروم برگردم؟ . . .»

اوج فرازهای بلند این دعا آنجاست که امام از خدایش «کمال انقطاع‏» می‏طلبد، از همه بریدن و به او پیوستن، جز فروغ او را ندیدن، چشم دل به نور کبریایی روشن ساختن، حجاب‏های نور را گسستن و به معدن عظمت رسیدن و جان را معلق درگاه ربوبی ساختن و به درگاه عزت و قدس او آویختن و در خلوت خدا، همدم او شدن و مدهوش جلال الهی گشتن . . .

الهی! هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک . . .

«مناجات شعبانیه‏» شکوه از جدایی‏ها و دور افتادن‏ها و غفلت‏ها و به خواب رفتن‏هاست . و انسان، تردیدی میان

کیفر الهی، دوزخ را در چشم انداز قرار می‏دهد و پاداش خدا، به بهشت فرا می‏خواند .

تا یار، کرا خواهد و میلش به که باشد!

و پایان دعا، خواسته‏ای چنین است:

«خدایا! مرا به فروغ نشاط‏انگیز عزت خویش بپیوند، تا تنها شناسای تو باشم و از غیر تو روی برتابم و تنها از تو ترسم و بیم تو داشته باشم .»

این است که همه امامان، بی‏استثنا، زبانی مترنم و دلی مشعوف به این دعا داشته‏اند و مناجات شعبانیه، با این حقایق ناب عرفانی و لحن و زبانی شیدایانه، «سرود شوریدگی‏» آن پیشوایان بوده است .

این است، رمز تغزل ائمه با این نشید آسمانی و سرود عرفانی!

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 23:17  توسط گل نرگس  | 

اعیاد شعبانیه مبارک باد

سلام بر حسین(ع) مظهر ایثار،

 

سلام بر سجاد(ع) مظهر صبر

 

 و سلام بر عباس(ع) اسوه ی وفا

 

 

"""فرارسیدن اعیاد شعبانیه مبارک باد""" 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 23:3  توسط گل نرگس  | 

چگونه خدا را بشناسیم

خداي خوب و واقعي

از معجرات الهي اين است كه ناپيداست و با وجود اين قابل پرستش و ستايش است و برخي او را پيرمرد ريش سفيدي پنداشته اند كه در آسمان ها بر تختي تكيه زده ، اما هيچ كس ادعا نكرده كه او را به ديدة چشم ديده است . هر چند اثبات وجود خداوند در دادگاه حقوقي حقيقت محال است ، اما بيشتر مردم او را مي پرستند و باور دارند . طبق آمار موجود 96 درصد مردم جهان به خدا ايمان دارند .

اين موضوع ثابت مي كند ، كه خلاً عظيمي ميان اين باور و چيزي كه اساس زندگي روزمرة ما را تشكيل مي دهد ، وجود دارد . مابايد چاره اي براي از بين بردن اين خلاً بينديشيم . دلايل و مستنداتي كه در دست داريم چيست ؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 0:47  توسط گل نرگس  | 

به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل  

من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و وحی  

 برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کردکسی هست درین شهر 

 هواخواه نگاهت نشسته است نگاهی غریبانه به راهت مبادا که نیایی...

آنقدر رفته ای که تمام درهای باز مانده به یاد تو روی پاشنه های انتظار پوسیده اند ....

یا مهدی پس کی میایی

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 0:40  توسط گل نرگس  | 

آسان ترین عذاب در جهنم

شیخ راوندى در نوادر با استناد از امام موسىٰ کاظم (ع)، از رسول خدا (ص) روایت کرده است: به راستی آسان ترین عذاب در جهنم « ابن جذعان ‌» است. از رسول خدا(ص) سؤاال شد: ابن جذعان در دنیا چه کارى کرد که عذابش آسان است.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 0:25  توسط گل نرگس  | 

عید بر شما مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 23:58  توسط گل نرگس  | 

" مبعث " پیام آور عدالت و کرامت انسانی

آن روز که در غار حرا ندا بر پیامبر (ص)آمد که بخوان ؛ رسالت نبوی با پیام خروج انسان از ظلمات و حرکت به سوی نور اغاز شد .

بعثت پیامبر اکرم (ص)سرآغاز راهی شد تا انسان از شرک ؛ بی عدالتی ؛ تبعیض ؛ جهل و فساد بیرون آمده و به سوی توحید ؛ معنویت ؛ عدالت و کرامت حرکت کند.

مبعث نبوی با نهضت معنوی شروع شد و انقلابی در عالم بشری ایجاد کرد که هنوز دامنه آن ادامه دارد .این تحول روحی ؛ مردم مادی بت پرست را

 به مبدا آفرینش راهنمایی کرد و از کردار زشت برحذر ساخت و به نیکویی دعوت نمود . پیامبر (ص) پیروان خود را به این منقبت ستود که شما

 بهترین امت من هستید و می توانید دنیای بشریت را با اجرای قانون متین قرآن به سعادت مطلوب برسانید .

رسول خدا (ص) در روز 27رجب در مکه مکرمه دعوت به خدا را آغاز کرد و سالها بعد در مدینه

 حکومت اسلامی را تشکیل داد .

حضرت محمد(ص)دین مبین اسلام را به مردمی عرضه کرد که جملگی در آتش جهل می سوختند و

 دعوت او چنان دلنشین بود که به سرعت دیوارهای جهل و خرافات را فرو ریخت و مردم موج موج به

 اسلام گرویدند .

رسول خدا در مدینه منشور حکومتی اسلام را پایه ریزی و همه مردم را در اداره حکومت شریک کرد .

حضرت محمد (ص) سالها به صورت پنهانی مردم مکه را به سوی خدا دعوت کرد و آن زمان ندا آمد که

دعوت آشکار کن ؛ دشمنان چنان عرصه را بر او تنگ کردند که به دستور خدا هجرت آغاز کرد . پیامبر گرامی اسلام پس از 13سال توقف در مکه

در اثر فشار  و اذیت و آزار قریش از طرف خداوند مامورشد  به مدینه هجرت  کند ؛ هجرت پیامبر و مسلمانان به مدینه ؛ فصل تازه ای در زندگی  

  پیغمبر اکرم (ص)و اسلام گشود ؛ همچون کسی که از محیط آلوده و خفقان آور به هوای

 آزاد و سالم پناه برد .هجرت پیامبر (ص)و مسلمانان از مکه به مدینه برای پی ریزی زندگی

 اجتماعی اسلام ؛ نخستین گام بلند

             در پیروزی و گسترش اسلام و جهانی شدن آن بود .مبعث نبی اکرم اسلام در سراسر ایران

 اسلامی با شکوه خاصی گرامی داشته می شود .

              شهروندان تهرانی نیز همه ساله به همین مناسبت مراسم و جشن هایی را در اماکن  مذهبی  مساجد و حسینیه ها برگزار می کنند و

 سالروز بعثت پیامبر بزرگوار اسلام را گرامی می دارند .مردم با آذین بندی و چراغانی خیابانها ؛ معابر؛ مساجد و شرکت در مراسم جشن

 ارادت خالصانه خود را به خاتم الانبیا حضرت محمد بن عبدالله (ص)نشان می دهند .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 23:50  توسط گل نرگس  | 

شهادت    امام   موسی کاظم    تسلیت باد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 23:45  توسط گل نرگس  | 

فمن اعتصم به وصل إلی!

گر چه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولیاء الهی عزیز و ارجمند است اما برخى از اوقات آن، فضیلت ویژه اى دارد مثلا اولین شب جمعه ماه رجب، داراى امتیازى بزرگ است. پیامبر اسلام(ص) مى فرماید: از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید، فرشتگان آن را لیلة الرغائب مى نامند. چرا که وقتى یک سوم از شب گذشت، هیچ فرشته اى نیست مگر اینکه در کنار کعبه مشرفه آید آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم! هر چه خواهید از من بخواهید. فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزى، خداوند متعال فرماید: آمرزیدم.

 

 التماس دعا از همه شما دوستان خوبم

خوشا به حال كسانى كه با ميل و رغبت تمام، رو به سوى درگاه خدا آرند.

 و خداوند مى فرمايد: من همنشين كسى هستم كه با من همنشين باشد، و مطيع كسى هستم كه فرمان مرا ببرد و آمرزنده ام كسى را كه از من طلب آمرزش كند. اين ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من، و رحمت هم از آن من است; هركس مرا در اين ماه بخواند، پاسخ مثبت دهم; و هركس از من چيزى بخواهد، به او عطا كنم; و هركس از من هدايت جويد، هدايتش كنم. من اين ماه را وسيله ارتباط بين خود و بندگانم قرار داده ام پس هركس به آن چنگ زند، به من مى رسد

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 0:38  توسط گل نرگس  | 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

خدا، انسان وعشق؛

اين است "امانتي" كه بر دوش آدم، سنگيني مي كند.

واين است آن "پيماني" كه در نخستين بامداد خلقت با خدا بستيم، و "خلافت" او را در كوير زمين تعهد كرديم.

ما براي همين "هبوط" كرديم، و اين چنين است که به سوي او باز مي گرديم.

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 0:32  توسط گل نرگس  | 

آرزوها.....

امشب شب آرزوهاست    یادت نره فرشته ها منتظرند!!!!

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 0:9  توسط گل نرگس  | 

شادنامه.......

دام ديدگان ميلاد گلي را به زمستان ديده؟

و كدام خورشيد در نيمه شب هاي تيرگي درخشيده است؟

كدامين بهار در سردي يك زمستان، چشمه ساري را دركويري تشنه جوشانده است؟!

كجاييد ناباوران و سخت باوران تا شاهد اعجاز بياوريم:

پرنيان لطيف گلبرگ هاي تو را اي گل محمدي!

تو تمامي زيبايي رازآميز آفرينشي كه در باغي خشك و تكيده رخ نمودي، نقاب افكندي و نگارستاني از رنگين كمان عشق را در آسمان مكه به نمايش گذاردي!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 23:18  توسط گل نرگس  | 

راز جاودانى قرآن‏

وقتى در نزد حضرت امام رضا علیه السلام از جایگاه والاى قرآن، سخن به میان آمد، آن بزرگوار در پاسداشت برهان و معجزه بودن این كتاب فرمود:« قرآن، ریسمان و رشته مستحكم و دستگیره نیرومند و راه روشن و تعالى‏بخش خدا است كه انسان را به سمت و سوى بهشت رهنمون مى‏شود و از گرفتار شدن به آتش جهنم نجات مى‏بخشد. این كتاب آسمانى در گستره زمان هرگز كهنگى نخواهد پذیرفت و تلاوت آن بر زبان‏ها دشوار و خسته كننده نیست، راز و رمز این حقیقت آن است كه قرآن فقط براى زمان خاص و امت ویژه‏اى قرار داده نشده، بلكه این كتاب عالى‏ترین دلیل است براى هر انسانى، و هیچ ‏گاه باطل و كاستى در آموزه‏هایش راه پیدا نمى‏كند. بدین سبب كه از نزد پروردگار حكیم و ستودنى نازل شده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 0:38  توسط گل نرگس  | 

باورم نمیشه مدرسه تموم شد !!!!!!!

شما چی؟!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 0:27  توسط گل نرگس  | 

 

درخت در حال سجده که بطور طبیعی شکل گرفته!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 23:25  توسط گل نرگس  | 

تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 23:30  توسط گل نرگس  | 

حادثه

بهترين چيز رسيدن به نگاهي است که از حادثه عشق تر است ...
چه نگاهي بهتر از اينکه چشمات آروم آروم بازشه به روي زيباترين گنبد سبز دنيا ؟؟؟
يه ريزه فکر کن . واقعا چقدر مي تونه مهم باشه برات ؟؟؟

سنگی در دریا که به شکل یک انسان در حال سجده می باشد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 23:38  توسط گل نرگس  | 

کتاب محمد (ص) در اروپا

 

کتاب محمد (ص) در اروپا (داستان هزار سال افسانه سازي و دروغ پردازي در غرب) اثر سرکار خانم مينو صميمي، در نوع خود اثري عالي و قابل تأمل است. اين کتاب به لحاظ منابع پژوهش، و نيز روش، اثري است درخورد توجه که مي‌تواند سيري از برخورد غرب را با حضرت محمد (ص) در طول هزار و اندي سال نشان دهد.

خانم صميمي که وي را با کتاب پشت پرده تخت طاوس مي‌شناسيم، تحصيلات خود را در اروپا سپري کرده و سالها در سفارت ايران در سويس مشغول به کار بوده است. آخرين سمت وي از سال 55-57 منشي بين المللي فرح پهلوي در تهران بوده است. وي پس از انقلاب، چند روزي را دستگير شده و مدتي بعد به خارج رفته و در لندن اقامت کرده است. شرح تفصيلي خاطرات صريح او را مي‌توان در همين کتاب پشت پرده تخت طاوس ديد؛ وي در اين کتاب، نشان داده است که هيچ گونه دلبستگي به دربار پهلوي نداشته است. چنان که سالها بعد با نوشتن کتاب محمد (ص) در اروپا نشان داد که باورهاي عميق ديني و ميهمني خود را حفظ کرده است.

آنچه اهميت دارد آن است که وي براي مدت پنج سال، عمر خويش را صرف موضوعي مهم و جدي کرده و اين اثر را از ميان صدها نوشته و اثري که غربي‌ها در طول هزار سال در قالب تاريخ و مذهب و ادب به آن پرداخته اند، پديد آورده است.

کتاب که اصلي آن به انگليسي بوده و آقاي عباس مهرپويا با هنرمندي آن را به پارسي ترجمه کرده است، داراي چندين مقدمه است. نخست مقدمه ناشر که از ارزش اين کتاب سخن گفته و اشاره کرده است که در پايان هر فصل، توضيحاتي به عنوان ناشر در باره مطالب متن آمده که براي روشن شدن مقصود درج آنها لازم بوده است (ص 13-16).

مقدمه‌اي ديگر با عنوان ستايش‌ها و ناسزاها که باز هم از طرف روزنامه اطلاعات است و ضمن آن اشاره شده است که کتاب دو گونه قضاوت در باره حضرت محمد (ص) دارد: ستايش و ناسزا. سپس فهرستي از آنها را با ارجاعات آن آورده است تا خواننده را به اجمال در جريان برخي از عبارت تند کتاب قرار داده باشد (ص 17 – 21)

سخن مترجم عنوان مقدمه مترجم است که اشاره به واگذار شدن کتاب توسط ناشر به برخي از پژوهشگران شد تا مطالبي در انتهاي هر فصل بيفزايند (ص 23-25).

پيشگفتار نويسنده بر ترجمه فارسي هم شرحي است که ايشان در باره روش کار خود در اين کتاب بيان کرده، ضمن تأکيد براي اين که وي عميقا تحت تأثير فرهنگ ايراني – اسلامي زادگاهش ايران است، از باورش به احترام متقابل ميان فرهنگها ياد کرده و اين که تلاش کرده است تا عليه پيشداوري‌ها، الگو سازي غير واقعي و تصوير انگاري نادرست افراد متعلق به يک فرهنگ نسبت به فرهنگ ديگر بنويسد. وي تأکيد مي‌کند که هدف نهايي اش «ايجاد غرور فرهنگي در مردم زادگاهم ايران بود که اذهان آنها را با بررسي و مطالعه زندگينامه تحليلي حضرت محمد (ص) ... از يک سو و مراحل بسط و استيلاي دين اسلام به عنوان يک نيروي عظيم فرهنيگ و سياسي جهاني از سوي ديگر که باعث بغض و حسد ويرانگري در اروپائيان شد» آگاه سازد. وي در همين مقدمه از کتاب ديگري با عنوان سلحشوران مؤنث خدا هم ياد کرده است. (27 – 32).

مقدمه بعدي، پيشگفتار مؤلف بر متن انگليسي است كه دقيقا شرح اجمالي چگونگي شکل گيري ذهنيت غربي در باره حضرت محمد (ص) در ادوار مختلف و اشاره به انگيزه‌هاي طرح مجدد اين بحث به دنبال کتاب سلمان رشدي و ديگر برخوردهاي غرب در باره اسلام و حضرت محمد (ص) دارد. اين مقدمه در سال 2000 در دانشگاه کمبريج نوشته شده و آخرين عباراتش چنين است: پيام محمد (ص) پيام دوستي و اتفاق بود، نه دشمني و جنگ. .. اگر غرب نشينان نيز بياموزند که محمد (ص) و اسلام را محترم شمرند، مي‌توانند اميدوار باشند که آنان نيز مورد احترام مسلمانان واقع خواهند شد (33-37).

شروع کتاب، با ديباچه است که خانم صميمي ضمن آن، طرح کلي کتاب را همراه با گذري بر منابع مورد استفاده آورده است (39-50)

در سراسر اين کتاب، به دليل نقلهاي فراواني که از آثار غربيان ضد اسلام نقل شده، توهين‌هاي آشکاري به حضرت محمد (ص) صورت گرفته است که هم نويسنده و هم مترجم و ناشر، بارها آن را يادآور شده و عذرخواهي کرده اند.

کتاب در يازده فصل مرتب گشته است. فصل اول تا سوم به شرح ابعادي از زندگي حضرت محمد (ص) با توجه به منابع و مدارک کهن و مورد استفاده مؤلف اختصاص يافته است. فصل نخست: محمد پيام آور مکه، فصل دوم: حکومت محمد (ص) در مدينه، فصل سوم محمد (ص) در جستجوي معنويت. مؤلف در اين سه فصل، شرحي از زندگاني حضرت را مطابق با آنچه خود از منابع دريافته نوشته است. برخي از اين مطالب، براي پژوهشياني که کتاب از سوي ناشران در اختيارشان گذاشته شده است تا در باره مطالب آن اظهار نظر کنند، اشکالاتي داشته که ضمن توضيحاتي که در پايان هر فصل در باره نکات مورد نظر بوده، آمده است. اين قسمت‌ها به هدف ما براي ارائه يک خلاصه از کتاب ارتباطي ندارد.

و اين چنين او برادرانش، گنجينه‌هايش، فرزندانش را

به سوي آفريدگار چشم به راه خويش پيش مي‌برد

و در سيلي از سرور و شادي

به سوي قلب آشيانش پيش مي‌راند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 22:41  توسط گل نرگس  | 

راز غيبت

در روايتي آمده است: روزي ابن عباس خدمت حضرت مولا اميرالمؤمنين(ع) عرض مي‌كند: يا اميرالمؤمنين مگر ذوالفقارت كُند شده يا اينكه بازويت خسته شده‌ است، چرا در كنج خانه‌ نشسته‌اي؟ حقّت را گرفته‌اند و دست به هيچ اقدامي نمي‌زني؟

امام مهدي(ع) چرا غايب است و علّت و جهتش چيست؟ پاسخ اين مسئله بسيار مشكل است زيرا كه مسئله‌اي عقلي نيست تا با براهين عقلي پاسخ داده شود و نيز عرفي هم نيست تا عرف و عقلا آن را درك كنند، بلكه اين موضوع تعبّدي است و بايد پاسخ آن از منابع وحي؛ رسول خدا و اهل بيت طاهرينش(ع) اخذ شود. وقتي كه به اخبار آل محمد(ع) مراجعه مي‌كنيم مي‌بينيم كه اختلاف نظر بسيار در اين‌باره وجود دارد. حال شماري از روايت‌ها را بررسي مي‌كنيم تا ببينيم كدام ديدگاه مناسب است تا بدان روي آورد.
روايت‌ها دليل غيبت را شش دسته دانسته‌اند:

1. خوف و ترس

شماري از اخبار دلالت دارد كه خوف و ترس باعث غيبت مهدي(ع) است كه از اين جمله است:
حضرت امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا فرمود، آن شخص [امام مهدي(ع)]بايد غايب شود. شخصي سؤال كرد براي چه يا رسول‌الله؟ فرمود: خوف قتل وي در ميان است.
روايت‌هاي زيادي بدين معنا وارد شده است.

چرا امامان ديگر نمي‌ترسيدند؟
رسول خدا(ص) در اين خصوص مي‌فرمايد:
حضرت مهدي از ذريّة من خواهد آمد، تمامي جبّاران و ستم‌گران و شاهان عالم را خواهد كشت و فقط يك قدرت حكم‌فرما خواهد بود.

خلفا و سلاطين هم مي‌خواستند او را از بين ببرند، لذا بيشتر از ترس اينكه اين امامان مبادا مهدي(ع) باشند آنان را اذيت يا شهيد مي‌كردند.

منصور دوانيقي ـ خليفة عباسي ـ حضرت صادق(ع) را چندين مرتبه آزار داد، ولي روزي آن حضرت را احضار كرد و بعد از آنكه صحبت‌هايشان تمام شد گفت: يا اباعبدالله، يك سؤال از تو مي‌پرسم، راستش را به من بگو. امام صادق(ع) فرمود: من به هيچ كس دروغ نگفته و نمي‌گويم چه رسد به تو. پرسيد آيا مهدي موعود تو هستي؟ فرمودند: نه. سؤال كرد: پس كيست؟ جواب داد: ششمين از فرزندان من خواهد بود. باز پرسيد: آيا در زمان من مي‌آيد؟ گفت: نه. دوباره سؤال كرد: آيا در زمان فرزند من خواهد آمد؟ فرمود: نه. سپس حضرت را آزاد كرد.

از اين حديث آشكار مي‌شود كه حاكمان مي‌ترسيدند مبادا امام معاصرشان حضرت مهدي(ع) باشد، و بر اساس ترس دشمنان را قلع و قمع مي‌كردند. البته چنان در خبرها به طور پيوسته نهمين فرزند امام حسين(ع) امام موعود معرفي شد و نشانه‌هاي آن حضرت مشخص شد كه امام موعود در وجود يك نفر تجلي پيدا كرد.

لذا هر خليفه و پادشاه در كمين بود تا او را بكشد. بنابراين بر امام مهدي(ع) لازم و واجب بود كه به خاطر وجوب حفظ نفس، آن هم نفس شريفي كه جهان به وجودش بستگي دارد، غايب باشد. در اخبار بسياري رسيده كه:
اگر حجّت خدا بر روي زمين نباشد زمين اهلش را فرو مي‌برد.

پس ترس حضرت مهدي(ع) به خاطر جان خودش نيست، بلكه تقية امام(ع) براي حفظ مصلحت كل عالم است. به همين دليل ذكر نام آن حضرت از جانب شرع مطّهر ممنوع شده است. پس غايب بودن و تصرفش در باطن جهان آفرينش ضروري‌ترين واجب است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:29  توسط گل نرگس  | 

عوامل پيدايش معنويت‌هاي نوظهور

معمولاً اين‌طور گفته مي‌شود كه ما در عصر بازگشت انسان به معنويت يا بازگشت معنويت به زندگي بشر به سر مي‌بريم؛ اما نگاهي به روند شتاب‌زده و گستردة معنويت‌گرايي كه بيش از چند دهه از عمر آن نمي‌گذرد، به وضوح نشان مي‌دهد با پديدة انفجار معنويت رو به رو هستيم. انسان مدرن كه به سختي، دور از معنويات نگه داشته مي‌شد و در تمدني زندگي مي‌كرد كه غير از جهان و زندگي مادي براي چيز ديگري ارزش قائل نبود، حريص، عجول و عنان گسيخته به معنويات روي آورده و همانند مردماني كه در قحطي به سر مي‌برند و انبار ناني يافته‌اند، سنت‌هاي كهن عرفاني و معنوي را برگرفته، هر كس تكه يا تكه‌هايي از مكاتب مختلف را چنگ زده، مي‌كوشد روح تشنة خود را با آن سيراب كند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:7  توسط گل نرگس  | 

به خدا می سپارم تو را

دیر هنگامی است که چشمان ما انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شراره های اشتیاقت ، سوخته ایم . باغ آرزوها به شوق بهار روی تو خزان ها را می شمارد و چکامه های خونین شقایق را می نگارد و نرگس ها داغ هجر تو به سینه دارند . عروسان چمن جز به مژده جمال دل آرایت سر ز حجله عیش برنیارند .

مهدیا !

معراج نشینی بگذار و از پرده غیب به درآی و رخسار محمدی بنمای؛ که خیل منتظران به جان آمده از حقارت و عیدهای دنیایی، چشم بر بلندای وعده دیدار تو دارند.

ای گوشواره عرش الهی ! آرمان انتظار را به کوله بار صبر و یقین، بر دوش می کشیم و به ترنم آوای ظهور سر خوشیم ، هر بامداد ،یاد طلوع تو را در سینه می پرورانیم و پرتو چهره تو را در دیده نقش می زنیم . عمری است که اشک هایمان را در کوره سوزان حسرت ها انباشته ایم و انتظار جمعه ای را می کشیم که جویبار ظهورت از پشت کوههای غیبت سرازیر شود . تا آن کوره بدان آب خاموش سازیم و آن حسرت ها را به دریا ریزیم . و سبکبار، تن خسته مان را در زلال آن بشوییم.

ای امید بی پناهان ، بیا...بیا .

از ثری تا به ثریا ، دل های بی قراران ، شیدای یک نگاه توست . از سوی تا ما سوی جان های بی پناهان ، نثار قدم های تو باد .

بیا و روزه داران را به افطار فرج بنشان و فضای عهد انتظار را دستی برافشان .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 23:28  توسط گل نرگس  | 

مولاجان !

مولاجان !

 ديدگانم گريان است و خارفراق چشمانم را مي آزارد آيا راهي هست تا ديدارت كنم؟ انتظار روزي را مي كشم كه بيايي و دوستان و عاشقانت گرداگردت را بگيرند، روزي كه با آمدنت دوستانت را عزت و بزرگي مي‌بخشي و در آن روز دشمنانت به خاك ذلت و خواري مي افتند. بيا و ببين كه در چه عصري زندگي مي كنيم. هر جا از ظلم و بيداد فغان مي كند و كسي نيست كه دادمان را بگيرد و حقمان را بستاند، مولاجان !عاشقانت در انتظارند. ديدگانشان اشكبار است. دلهايشان دردناك و جگرهايشان از غم فراق تو سوزان است، بيا و از سر چشمه هاي پرآبت سيرابمان كن، بيا و عطش قلبمان را بنشان. بيا تا ديدگانم روشن و بينا گردد، خود مي داني كه در درونم چه مي گذرد، خود مي داني كه دلم آرام و قرار ندارد، ناله و زاريم را بشنو و اشكهايم را ببين كه به استقبالت مي آيند، جسمم را خاك پايت مي كنم و با اشكهايم راهت را هموار؛ تا بيايي ، اي غايب الآمال من! اي نور ديدگانم! آيا انتظارم را سرانجامي خواهد بود؟ آيا چهرة سياه و شرمنده ام با وجهة نورانيت روشن خواهد گشت؟ به اين فكر مي كنم كه آيا روزي دعايم مستجاب خواهد شد و آرزويم برآورده خواهد گشت؟
اصلاً نمي دانم لياقت و سعادت چنين آرزوئي را دارم يا اينكه تمامي آنها را بگور خواهم برد؟ شايد هم چنين باشد، دلم مي خواهد در ركاب تو قرار گيرم و از اصحاب ياري كننده ات باشم.
آقا جان! به خدا عاشق ديدار رويت هستم بخدا ديدار روي تو نيمي از هدفم از شركت در دعاي توسل است؛ اما شايد هنوز تو را نشناخته و دركت نكرده ام اما يك دلباخته هستم و مي دانم تا آن حد عاشقت هستم كه آرزو مي كنم قبل از اينكه بميرم لااقل در خوابت ببينم، آري در خواب؛ چون در بيداري ، ديدن روي تو سعادت من نيست. ايكاش فقط يك لحظه در خواب ببينمت، فقط يك لحظه...
اي سرور من ! چيزي ندارم كه به استقبالت بفرستم تنها چيزي كه مي توانم نثارت كنم، قلب سوزان و منتظرم و اشكهاي روانم؛ بپذير! بپذير!
«به چه مشغول كنم ديده و دل را كه مدام
دل تو را مي طلبد ، ديده تو را مي جويد»
«هجران تو سخت است مرا
وصلت چرا نايد مرا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 23:20  توسط گل نرگس  | 

زیان حال حضرت مهدی با بنده ها

كيستم من،مي كني گه ياد من،گه بسوزاني دل ناشاد من

كيستم من،ساعتي با من خوشي،ساعتي با اَهْرِمَن

كيستم من،كه تويي دركوي من، گاه خنجر مي كشي بر روي من

كيستم من،گاه با ما دوستي ،گاه بنمائي، به اعداء دوستي

كيستم من،قدر من نشناختي ،آمدي اندر حريمم تاختي

كيستم من،مخفي و غربت منم،مصطفي و حيدر ِ زهرا، منم

كيستم من،ياسين گلشن عترت منم،ساقي ميخانه ي غربت منم

كيستم من،اي به حقم ناسپاس،با تواَم اي هميشه ناشناس

كيستم من،بارها در غصه ام انداختي، بارها ديدي مرا نشناختي

كيستم من،بارها ديدم ترا كردم سلام ،تو جواب من ندادي يك كلام

كيستم من،بارها ديدم كه در هر انجمن،مست ِ اغياري و غافل تو ز من

كيستم من،بارها ديدم گنه كاري ِتو ،گريه كردم بر تبه كاري ِتو

كيستم من،بارها جايت خجل گرديده ام، شرمسار و منفعل گرديده ام

كيستم من،بارها با هر گناه و هر بدي، آمدي بر روي من سيلي زدي

كيستم من،بس كنم ديگر اين گفت وشنود، عقده بود و در گلويم مانده بود

هر چه بود ايام آن دوران گذشت ، هر چه كردي ، هر چه بودي آن گذشت

حال از نوع عمل آغاز كن،باب عشق ديگري آغاز كن

عشق، عشق ِ يك سوي ِ،يقينْ،باطل بُوَد، اين دل ِ ما هم به تو مايل بُوَد

ما به تو عشق و محبت داده ايم ،ما به تو شوق شهادت داده ايم

ما به تو هجران و وصل آموختيم، ما قباي عشق بهرت دوختيم

ما به قلبت مهر را انداختيم،در دلت شور و صفا انداختيم

ما تو را اول صدايت كرده ايم، ما براي خود جدايت كرده ايم

ما به نام خويش در بَسْتت زديم،داغ عشق خويش،بر دستت زديم

ما تو را اين سو و آن سو مي بريم، ما تو را با هر بدي هم مي خريم

ما به تو آخر سعادت مي دهيم، بهرِ تو از جام ِ شهادت مي دهيم

اي عزيزم، ما كه هر كاري برايت مي كنيم،در قيامت كِي رهايت مي كنيم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 22:42  توسط گل نرگس  | 

اشعاری در مورد امام زمان(عج

از هجر تو طبیعت ما گریه می کند.

چشم تمام آینه ها گریه می کند.

چشم انتظار آمدنت شیر خواره‌ای است.

گهواره‌ای به کرب و بلا گریه می کند.

پای سه ساله‌ای که پر تاول آمده است.

دارد به اشک و دعا گریه می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 23:47  توسط گل نرگس  | 

ثانیه های بی تو را ...

شبانه های بی تو را در خلوتم می گریم ،شبانه هایی که بی لبخند صبح به پایان می رسند.
شبانه هایی که درتاریکی گم می شوم در این زمستان سرد دستهای بی پناهم را سایبان باش.

ثانیه های بی تو را ...
به خود می آیم و می بینم جمعه ای دیگر را بی تو به اتمام رسانده ام.

در غروب جمعه چه رازی نهفته است؟!
از فرط تنهایی به کوچه های آشنایی پناه می برم کوچه ها که هیچ... حتّی دیگر تماشای پیچک خشک حیاط ،گریستن ،سرودن ،درد دل با آینه و ... هیچ چیز دیگر آرامم نمی کند
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 23:38  توسط گل نرگس  | 

معنا و مفهوم غيبت

الف) ناپيدا بودن امام
 اولين صورت، همان است كه به طور متعارف در اذهان مردم در مورد غيبت آن حضرت وجود دارد؛ يعني اينكه امام مهدي‏(ع) در طول مدت غيبت خويش از نظر جسمي از نظر مردم دور است و اگر چه آن حضرت در اين مدت، مردم را مي‏بينند و از حال آنها با خبر مي‏شوند، ولي كسي توان ديدن ايشان را ندارد و با حضرتش روبه‏رو نمي‏شود.


 نعماني در كتاب الغيبة، چهار روايت نقل مي‏كند كه همه بيانگر همين صورت اول است. از جمله اين روايات چهارگانه، اين روايت امام صادق‏(ع) است كه مي‏فرمايد:

[در زمان غيبت] مردم، امام خويش را نمي‏يابند. با اينكه او در موسم [حج] حاضر مي‏شود و مردم را مي‏بيند، ولي كسي او را نمي‏بيند.2
 
 شيخ صدوق در كتاب كمال الدين نقل مي‏كند كه امام رضا(ع) در پاسخ كسي كهاز آن حضرت در مورد قائم آل محمد(ص) پرسيد، مي‏فرمايد: «لايُري جِسْمُهُ، وَ لايُسَمّي بِاسمِه...؛ جسم [آن حضرت] ديده نمي‏شود و به اسم نام برده نمي‏شود».3

 اميرالمؤمنين علي‏(ع) نيز در روايتي مي‏فرمايد:
 حجت خدا بر روي زمين بر آن ايستاده است. در راه‏هاي آن حركت مي‏كند و در قصرها و خانه‏هاي آن داخل مي‏شود. او شرق و غرب زمين را در مي‏نوردد. سخنان مردم را مي‏شنود و بر جماعت آنها سلام مي‏كند. او مردم را مي‏بيند، ولي كسي او را نمي‏بيند تا زماني كه وقت ظهور در رسد و وعده الهي تحقق يابد و نداي آسماني طنين‏انداز شود. همانا آن روز، روز شادي فرزندان علي و شيعيان اوست.4

 حاصل روايات بالا اين مي‏شود كه در طول زمان غيبت، به دليل مصالحي كه پس از اين به آنها اشاره خواهيم كرد، امام عصر(ع) به كلي از ديدگان مردم غايب است و جز در موارد بسيار اندك و آن هم در مقابل بندگان خاص خداوند حاضر نمي‏شود

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 23:31  توسط گل نرگس  |